ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )
567
مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )
استاندار سوئز ، مصطفى بك ماهر به شام دعوت شديم ، دعوت او را پذيرفته و همگى به منزل زيباى او رفته و نامبرده كمال پذيرايى را از ما نمود كه ما نيز از مهماننوازى او كمال تشكر را كرديم . استاندار به هنگام رفتن ما ، مصطفى بك عبادى بود كه هماكنون مصطفى بك ماهر جايگزين وى گرديده است . امير مكله و شحر هنگامى كه در قرنطينهء طور به سر مىبرديم ، رييس قرنطينه نامهاى به ادارهء بهداشت دريايى نوشت و در آن درخواست نمود كه به امير اجازهء سفر به سوئز و سپس جده و آنگاه عدن داده شود . در جواب آن دستور داده شد كه امير و همراهان او در « عيون موسى » باقى ماندهاند تا اين كه كشتى بيايد و آنان را منتقل نمايد . پس امير تلگرافى به لوردكرومر كرد و از او درخواست نمود كه به همراه كاروان محمل به سوئز حركت نمايد . لورد به ادارهء بهداشت تلفن نمود و اجازهاى براى او و فرزندانش براى مسافرت به سوئز صادر كرد . از اين رو همراهان او مجبور به ماندن در « عيون موسى » شدند . ليكن پزشكان به او كمك كردند و همگى در سوئز در كشتى باقى ماندند تا اين كه سرانجام يك كشتى ايتاليايى با گرفتن مبلغ ششصد جنيه آماده شد او را به مصوّع منتقل نمايد و از مصوّع به وسيلهء كشتى ديگرى به عدن كه تا مكله بيست و چهار ساعت راه دريايى فاصله داشت ، مسافرت كنند . تمام كارمندان بزرگ و كوچك قرنطينه به طمع پاداش و هداياى او به امير خدمت نمودند ليكن چيزى به دست نياوردند . ظاهرا نامبرده كم پول شده و هدايايش ته كشيده بود ؛ زيرا از ادارهء قرنطينه درخواست نمود كه چكى به مبلغ ده هزار روپيه را براى آنان بنويسد و در عوض مبلغ آن را به صورت نقد دريافت نمايد . اين اداره از وزارت ماليه اجازه پرداخت آن را خواست ، وزارت ماليه نيز هر روپيه را پنج قروش و نيم قرار داد . امير آن شرط را نپذيرفت ؛ زيرا هر روپيه شش و نيم قروش بود نه پنج و نيم قروش ، چون هر جنيهء انگليسى پانزده روپيه بود بنابراين مبلغ يكصد جنيه ضرر مىكرد . هنگامى كه به سوئز رسيد تلگرافى به عدن زد و در آن نوشت : ده هزار روپيه در سوئز به من تحويل دهيد و نيز تلگراف ديگرى به تجّار حضرموتى مصر زد كه آنان